<<مطالب این صفحه با دستیابی به اطلاعات جدید هر از چندی تصحیح و تکمیل میگردد>>        آخرین تکمیل/تصحیح:05/09/1385

 

اطلاعاتي در باره جلسات « درس و سخنراني» استاد دکتر سيد احمد فرديد در سالهاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي (1358-1361)

احمد فرديد در زمان پيروزي انقلاب اسلامي استاد بازنشسته دانشگاه تهران بود .  تقريبا بلافاصله پس از پيروزي انقلاب اسلامي يعني از فروردين 1358 جلساتي در تالار"هانری ماسه" دانشکده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تهران تشکيل شد که در اين جلسات دکتر فرديد به ايراد سخن ميپرداخت . ميتوان حدس زد که استاد خود خواستار تشکيل اين جلسات شده باشد.

در اين جلسات در اوائل تعداد نسبتا قابل توجهي از جوانان دانشجو و غير دانشجو و حتي برخي از اساتيد شرکت ميکردند اما با گذشت زمان تعداد مستمعين کاهش يافته و معمولا 20 تا 30 نفر بودتد که شامل هر نوع گرايش فکري يا سياسي ميشدند . محل تشکيل اين سلسله سخنرانيها بعلت تضييقاتي که براي استاد ايجاد ميشد طي سالهاي 58 تا 61  چند مرتبه بشرح زير تغيير نمود :

الف – ازفروردین سال 58 تا اواسط اسفند همين سال در دانشکده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تهران( تا مرداد ماه هر هفته یک جلسه و سپس هفته ای دو جلسه)

ب – ازاسفند سال 58  تا اواخر خرداد سال 59 دفتر جاما (جامعه انقلابي مردم مسلمان ايران برياست دکتر سامي)

ج – از اوائل تیر سال 59 تا اواخر دی 1360 در انجمن اسلامي حکمت و فلسفه

د - از اوائل بهمن 1360 تا  اواخر مهر سال 61 در تالار فرهنگ

آخرین جلسه از اين سلسله سخنرانیها در 24/7/1361برگزار و نهايتا  بجهت مسائلي چند این جلسات بکلی تعطيل گرديد .

استاد در اين جلسات همچنان که خود گفته است " هم موضع سياسي داشت و هم درس ميداد به مردم " . همچنين وي براي مباحث اين جلسات عناويني تعيين مينمود اما چه بسا در ابتداي جلسه سوالي از طرف يکي از حضار مطرح ميشد و يا بمناسبت واقعه اي که پيش آمده بود موضوع بحث جلسه جريان ديگري پيدا ميکرد . عناوين تعيين شده  توسط استاد نوعا  مجمل بوده  و در برخی موارد زمینه های این سخنرانیها در چند سطر همراه با اعلان  آن در روزنامه کیهان بچاپ ميرسيده و در چند مورد نيز مطالبي در روزنامه کيهان به عنوان توضيحات استاد در مورد عناوين و زمینه های  سخنرانيها انتشار يافته است، اما چون نيک بنگريم اين موارد تنها بسط يافته همان عناوين اجمالي است بهمين جهت براي خوانندگاني از سنخ نگارنده اين سطور نه تنها رفع ابهام و مشکل نميکند بلکه ظاهرا به مشکلات و ابهامات ما مي افزايد ، چرا که سرفصل ها و سرخط ها و اصطلاحات جديد بسياري را مطرح نموده و با "تتابع اضافات" در برابر خواننده قرار ميدهد و  البته اين امررا نباید نقص و ايراد استاد دانست و نبايد اين "اعلانات" را همچون محمد منصور هاشمي "نمونه مثال زدني تعقيد بيان" فرديد بيانگاريم (هويت انديشان و ميراث فکري فرديد ص 27) چه بسا بخش عمده اين تعقيد در ما باشد و ما غافل و چه بسا تعبیرات و اصطلاحاتی که استاد بارها و به طرق گوناگون توضیح داده  و اینجا دیگر جای توضیح دادن آن نبوده است و چه بسا ما مقدمات لازم را " که باید استاد درس بدهد" نداشته باشیم. بعلاوه باید توجه داشت که این جملات حاصل و فشرده 60 سال کار فکری عمیق و شبانه روزی  مثفکری جدی است و نباید انتظار داشت که با یکی دوبار خواندن بسهولت درک گردد.

در اينجا آنچه که تا کنون ازعناوين، زمینه ها و توضیحات استاد در مورد این سخنرانیها بدست آمده ارائه ميگردد .اين موارد براي تماس با تفکر استاد واجد اهميت زيادي است و در عين حال بخودي خود واجد موضع گيري استاد در مقابل مسائل حکمي و فلسفي و حتي سياسي بوده و در عين حال مجموعه اي از تعابير و اصطلاحات خاص ايشان را ارائه ميدهد .

نکته اي که بايد تذکر داد اين است که همواره در چاپ تقريرات و ياداشت هاي استاد فرديد اغلاط چاپي متعددي روي ميدهد و همچنين اين متن ها از نظر علامت گذاري ايراداتي پيدا ميکند ، بهمین جهت در اينجا  ابتدا متن روزنامه عينا نقل گرديده و سپس نسخه ديگري ازروی متن روزنامه تدوين مجدد شده است. در این تدوین اغلاط چاپي مسلم اصلاح گرديده ، برخی از کلمات جا به جا شده ، مواردی از تعریض ها به زیر نویس منتقل شده و در برخي از موارد بعضي کلمات که به قرينه لفظي يا معنوي حذف شده بوده جهت تسهيل در انتقال مطلب داخل{} اضافه گرديده است .

عناوین زمینه های دروس وسخنرانيهاي استاد فرديد ازسال 1358 تا سال 1361

توضيح استاد فرديد ، روزنامه کيهان  30/10/1358 (مطابق متن روزنامه)

توضيح استاد فرديد ، روزنامه کيهان  30/10/1358 (متن تنظيمي سايت)

سخنراني هاي استاد فرديد ، روزنامه کيهان 1358 (مطابق متن روزنامه)

سخنراني هاي استاد فرديد ، روزنامه کيهان 1358 (متن تنظيمي سايت)

دروس و سخنرانيهاي آقاي دکتر فرديد ، روزنامه کيهان 1359 (مطابق متن روزنامه)

دروس و سخنرانيهاي آقاي دکتر فرديد ، روزنامه کيهان 1359 (متن تنظيمي سايت)

جلسه هاي درس و سخنراني استاد فرديد در تالار فرهنگ ، روزنامه کيهان 1/11/1360(مطابق متن روزنامه)

جلسه هاي درس و سخنراني استاد فرديد در تالار فرهنگ ، روزنامه کيهان 1/11/1360(متن تنظيمي سايت)

یادداشت استاد فرديد، همسخني با "مارتين هيدگر" روزنامه کیهان 3/6/1359 و روزنامه اطلاعات 5/6/1359(مطابق متن روزنامه)

یادداشت استاد فرديد، همسخني با "مارتين هيدگر" روزنامه کیهان 3/6/1359 و روزنامه اطلاعات 5/6/1359( (متن تنظيمي سايت)

 

عناوين و زمینه های دروس و سخنرانيهاي استاد فرديد از سال 1358 تا سال1136

   -    "غربزدگي و زبون انديشي"دردانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، مطابق اعلان مندرج در روزنامه کیهان مورخ 21/1/1358

   -           "بحران جهانی اومانيسم و زندقه در عصر حاضر" دردانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، مطابق اعلان مندرج در روزنامه کیهان مورخ 21/4/1358

    -    " حوالت تاریخی جهان امروز و بحران کنونی مابعدالطبیعه (متافیزک)" دردانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، مطابق اعلان مندرج در روزنامه کیهان مورخ 13/6/1358

  -      "حقيقت و واقعيت در رابطه آنها با مواقف و مواقيت تاريخي" دردانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، مطابق اعلان مندرج در روزنامه کیهان مورخ 5/7/1358

  -     " زمان و مکان باقی و مهدی منتظر با توجه به اقوال بعضی از صاحبنظران معاصر" دردانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، مطابق اعلان مندرج در روزنامه کیهان مورخ 20/8/1358

  -     "مکر ليل و نهار و حوالت تاريخي بيش از 2500 سال غربزدگي جهان امروز" دردانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، مطابق اعلان مندرج در روزنامه کیهان مورخ 26/8/1358

  -     "اسنو خرد (عقل مطبوع) ممسوخ بشری امروز و فردا و غفلت از نیوشا خرد (عقل مسموع) انسانی پس فردا" دردانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، مطابق اعلان مندرج در روزنامه کیهان مورخ 10/9/1358

  -    "سلطنة الدهماء (دموکراسی) و حاکمیت ملی و تمامیت همج الرعاعی آنها در آخرالزمان فتنة الدهماء" دردانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، مطابق اعلان مندرج در روزنامه کیهان مورخ 24/9/1358

  -     "سلطنةالرعاع (لائوکراسی) و سلطنة الدهماء (دموکراسی) و چگونگی تمامیت آنها در اعلامیه جهانی حقوق بشر" دردانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، مطابق اعلان مندرج در روزنامه کیهان مورخ 1/10/1358

  -    "سلطنةالرعاع (لائوکراسی) و سلطنة الدهماء (دموکراسی) و چگونگی تمامیت آنها در اعلامیه نیست انگارانه وخودبنیادانه  جهانی حقوق بشرو کیفیت ملازمه این مراتب با فتنةالدهماء آخرزمان" دردانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، مطابق اعلان مندرج در روزنامه کیهان مورخ 8/10/1358

  -    "معانی تفکر آماده گر و انتظار آماده گر تجلی اسم اعظم پریروز بقیةالله در حوالت تاریخی پس فردا"  دردانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، مطابق اعلان مندرج در روزنامه کیهان مورخ 15/10/1358

  -            "ديالک تيک درائي و منطق درائي دررابطه آنها با دفاع از امپرياليسم و فرعونيت خودبنياد جهان امروز و بدآموزي هاي يهوديت ، ماسونيت و صهيونيت" دردانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، مطابق اعلان مندرج در روزنامه کیهان مورخ 26/10/1358

  -              "تجافي و تعالي از ترقي خواهي متداني حلولي غربزده" دردانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، مطابق توضیح "استاد فردید" مندرج در روزنامه کیهان مورخ 30/10/1358

  -     "تعالي از تدانی اصرار دانسته و ندانسته در اعتقاد به اصالت عينيت و ذهنيت به اصالت وجود متعالي از ذهنيت و عينيت و از اين نحو به زمان باقی اخروی و از زمان باقی اخروی به خداي يگانه و مجادله دوستانه و غير خصمانه با اصرار در خلاف اين مسير معنوي ديني جمهوري اسلامي و به عبارت اخری با اصرار دانسته و ندانسته در اعتقاد خودبنيادانه به اصالت زمان فانی دنيوی" " دردانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، مطابق اعلان مندرج در روزنامه کیهان مورخ 7/11/1358

  -    "گزارشي از حقيقت به معني کشف سبحات جلال من غير اشاره و محو موهوم و صحو معلوم" (سبحات جلال وهم و پندار دنیای خود بنياد غفلت بار امروزی و فردائی و صحو معلوم تفصیلی بیواسطه ای که تعلق به حوالت تاریخی جهان پس فردای انسانیت خواهد داشت) دردانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، مطابق اعلان مندرج در روزنامه کیهان مورخ 13/11/1358

  -           " بحران غربزدگي در حوالت تاريخي خود بنياد و خودکامه جمعي و فردی آشفته بازار جهان امروز" دردانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، مطابق اعلان مندرج در روزنامه کیهان مورخ 21/11/1358

  -    "ترس آگاهی و مرگ آگاهی و دل آگاهی" دردانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، مطابق اعلان مندرج در روزنامه کیهان مورخ 5/12/1358

  -     "منطق درائی های فاقد ذکر و فکر اصیل کسانی چون کارل پوپر يهودی وابسته به ستون پنجم در زمینه علم و اخلاق و سیاست و تاریخ بمنظور دفاع بدسگالانه از لیبرالیسم و سوسیال دموکراسی استکباری ممسوخ غرب" دردانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، مطابق اعلان مندرج در روزنامه کیهان مورخ 11/12/1358

  -    "غربزدگی و طاغوت زدگی (طاغوت = زئوس = خدای یونان و دئوس = خدای روم) در مراتب مختلف غیر مضاعف قدیم و مضاعف جدید و مرکب و بسیط ایجابی و سلبی این هر دو" در محل جنبش انقلابی مردم مسلمان ایران (جاما) مطابق اعلان مندرج در روزنامه کیهان مورخ 20/12/ 1358

  -     " تاریخ و حوالت تاریخی" در محل جنبش انقلابی مردم مسلمان ایران (جاما) مطابق اعلان مندرج در روزنامه کیهان مورخ 20/1/ 1359

  -              "مباحث اساسي حکمت و فلسفه" در محل جنبش انقلابی مردم مسلمان ایران (جاما) مطابق اعلان مندرج در روزنامه کیهان مورخ 1/2/ 1359

  -     "مسائل اساسي مافي الطبيعه (فيزيک) و مابعدالطبيعه (متافيزيک) و رابطه آنها با طاغوت زدگي (طاغوت = زئوس و تئوس به يوناني و دئوس به لاتيني و ديو به فارسي) و به تعبير ديگر غربزدگي غير مضاعف جهان سابق و مضاعف جهان لاحق" در محل انجمن اسلامی حکمت و فلسفه مطابق اعلان مندرج در روزنامه کیهان مورخ 31/3/ 1359

  -             " قرب فرائض و قرب نوافل در رابطه آنها با مواقيت و مواقف  تاريخي" در محل انجمن اسلامی حکمت و فلسفه مطابق اعلان مندرج در روزنامه کیهان مورخ 28/4/ 1359

  -    "تماميت و بحران حوالت تاريخي مبتني بر تقابل تضايف موضوعيت نفساني (سوبژکتيويته) و مورديت نفساني (ابژکتيويته) در آشفته بازار فاقد ذکر و فکر منطق درائيها و ديالکتيک درائيها ( درايش= هاجس شيطاني و نفساني) و بطور کلي فلسفه درائيهاي خودبنيادانه غالبا يهودي زده و ماسوني زده طاغوت نفس اماره بشر آخرالزمان معاصر" در محل انجمن اسلامی حکمت و فلسفه مطابق اعلان مندرج در روزنامه کیهان مورخ 4/5/ 1359

 -      "اباحیت و اباحیت خواهی در رابطه آنها با آزادی و آزادیخواهی غربزده جدید وبطور کلی ليبرالیسم و بیگانگی و آزادی از ملت و امت اسلامی و نفس مطمئنه اسلامی و گمگشتگی در نفس اماره جدید و بندگی نفس اماره جدید" در محل انجمن اسلامی حکمت و فلسفه مطابق اعلان مندرج در روزنامه کیهان مورخ 11/9/ 1359

-        "بالکل، کل دیگربمعانی بالکل، وقت و ساعت دیگر و بالکل، تاریخ و حوالت تاریخی دیگرو بالکل، عالم دیگر وبالکل، مذهب اصالت کل(هولیسم)دیگرو بالکل، مذهب اصالت کل وحدت قرآنی و جمعیت وحدانی(توتالیتاریسم)دیگر و بالکل، اسم دیگر و بالکل، حقیقت و واقعیت دیگرو بالکل، تفکر دیگرو بالکل، کل مطلق دیگر.

تفکر رفتن از باطل سوی حق                      بجزو اندر بدیدن کل مطلق

                                   ************

در این نوبتکده صورت پرستی                    زند هر کس بنوبت کوس هستی

حقیقت را به هر دوری ظهوری ست             ز اسمی بر جهان افتاده نوری ست(واقعیت)

اگر عالم بیک منوال بودی                         بسا انوار کان مستور ماندی

                                  ************

آدمی در عالم خاکی نمی آید بدست               عالمی از نو بباید ساخت وز نو آدمی:

در این آشفته بازار غربزده مضاعف و فلک زده مضاعف و طاغوت زده مضاعف(طاغوت=زئوس و تئوس به یونانی و دئوس به لاتینی و دیو به فارسی)و قارعه زده مضاعف و عقل زده(یونانی)مضاعف آخر زمان معاصر" در محل انجمن اسلامی حکمت و فلسفه مطابق اعلان مندرج در روزنامه کیهان مورخ 20/10/ 1359

علاوه بر موارد فوق ازعناوینی که در شماره 2 سالنامه موقف برای سخنرانیهای استاد ذکر گردیده هنوز تاریخ و محل جلسه سخنرانی های ذیل مشخص نشده است:

-              مابعدالطبيعه و مافي الطبيعه و سرانجام بدفرجام آنها در جهان پر آشوب کنوني

-              فلسفه بافي و منطق درائي و سرانجام بدفرجام آنها در جهان نکبت بار کنوني

-              گزارشي زندآگاهانه از قول به اعتباريت وجود بصرف اعتبار خودبنياد قيام ظهوري و صدوري (اگزيستانسياليسم)

-              قول به اصالت ماهيت و قول به اصالت وجود در رابطه آنها با غربزدگي

-              يحران اساطير و اماني در تفکر نيچه و در عصر حاضر و از آنجا در حيات و وجود مردم مسلمان ايران

-              غربزدگي و بحران جهاني آن در عصر حاضر

-              نيست انگاري دوره جديد و سرانجام حوالت تاريخي آن در زبون انديشي قرن هجدهم

-              بحران کنوني متافيزيک (مابعدالطبيعه) و حوالت تاريخي جهان امروز

-               تعالي از باطل به حق و تداني از حق به باطل يعني غربزدگي بنيادانديش و خودبنياد

-              اساطير و اماني زدگي و بحران جهاني در عصر حاضر

-              طرح مسائل مربوط به غربزدگي و نيست انگاري دائم التزايد بيش از 2500 سال بشري (؟) و بحران جهاني آن در روزگار پر آشوب و فتنه معاصر

-             غربزدگي جهاني و تزلزل مباني 2500 ساله آن در کل جهان پست مدرن کنوني

-              طريقت فکري مارتين هيدگر در رابطه آن با گذشت از مرحله آخر زماني علوم انساني و نحله هاي فلسفي نيست انگار غرب ، و از جمله اگزيستانسياليسم ، و بطور کلي در رابطه آن با گذشت از اومانيسم ، و راه و رسم هم سخني با هيدگر در طريقت فکري جمهوري انقلابي اسلامي مبتني برتوحيد اسلامي

 

توضيح استاد فرديد ،  روزنامه کيهان 30/10/1358

استاد فرديد ، نخستين کسي است که "غربزدگي" را در ايران مطرح کرد و با اينکه حدود بيست سال از آن موقع ميگذرد ، هنوز کسي غربزدگي را بنحو جدي و آنچنان که ايشان تقرير کرده اند ، طرح و عنوان نکرده است و حتي کتاب مرحوم آل احمد نيز که با الهام از حرفهاي ايشان برشته نحرير در آمده ، همانطور که خود "جلال" در مقدمه کتاب اشاره کرده است ، به سخنان ايشان در اين زمينه ربطي ندارد .

همچنين قريب هشت ماه است که استاد فرديد از ساعت 4 بعد از ظهر روزهاي يکشنبه و چهارشنبه در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران در همين باب سخنراني دارند که عنوان سخنراني هاي ايشان هر هفته در کيهان اعلام مي شود و ملاحظه مي کنيد .

اين بار از ايشان تقاضا کرديم تا توضيح بيشتري درباره عنوان سخنراني خود بدهند و استاد پذيرفتند ، عنوان سخنراني اين هفته ايشان "تجافي و تعالي از ترقي خواهي متداني حلولي غربزده" ميباشد . و آنچه ايشان در توضيح اين عنوان از طريق تلفن تقرير کرده اند بشرح زير است :

" تداني مکر ليل و نهار زده (مکر ليل و نهار بدان معني که در کلام الله مجيد آمده) از بقيه الله و زمان باقي اخروي و از حکومت حقيقي الهي امت واحده اسلامي (امت = اومه به هندي قديم بمعني کمونوته = جامعه معنوي) به دار غرور زمان فاني دنيوي حکومت مردم بر مردم و لوازم بشرانگارانه (اومانيست) دنياپرستانه آن همچو اعتقاد کفرآلود به اصالت خلاقيت اراده بشري به معني خواهش نفساني ارزشياب سرنوشت آفرين سرنوشت ساز تاريخ آفرين تاريخ ساز و تجافي و تعالي (ترانساندانس) از اينگونه مراتب غرورآفرين غربزده نيست انگارانه خودبنيادانه فردي وجمعي واقعيت تندپوي گرگ پوي اخلاقيت "!!" مکر ليل و نهار زده مال و منال پرستانه امامت و ولايت پيشاهنگانه نفساني به نفس اماره توحيدي اينهماني و نا اينهماني فردي و جمعي روانشناسانه و جامعه شناسانه نسناسانه قرده خاسئين کارتيه لاتني يهودي زده ماسوني زده صهيوني زده ، مثلا ، از قول به وحدت موجود دهري حلولي خودبنياد خلاق از ذات بذات زبون انديشانه اهريمنانه برگسون يهودي گرفته تا ياوه درائيهاي جامعه شناسانه فاقد ذکر و فکر گورويچ يهودي به حکومت الهي مبتني بر صراط مستقيم طاعت حقيقي برادران ايماني نسبت به خداي متعال و رسول خداي متعال و اولوالامر واقف و معتقد به احکام تشريعي و تکويني الهي غايب و حاضر در ميان آنها "

 

توضيح استاد فرديد ، روزنامه کيهان سال 30/10/1358(متن تنظيمي سايت)

استاد فرديد ، نخستين کسی است که "غربزدگی" را در ايران مطرح کرد و با اينکه حدود بيست سال از آن موقع ميگذرد ، هنوز کسي غربزدگي را بنحو جدی و آنچنان که ايشان تقرير کرده اند ، طرح و عنوان نکرده است و حتي کتاب مرحوم آل احمد نيز که با الهام از حرفهاي ايشان برشته تحرير در آمده ، همانطور که خود "جلال" در مقدمه کتاب اشاره کرده است ، به سخنان ايشان در اين زمينه ربطی ندارد .

همچنين قريب هشت ماه است که استاد فرديد از ساعت 4 بعد از ظهر روزهاي يکشنبه و چهارشنبه در دانشکده ادبيات دانشگاه تهران در همين باب سخنرانی دارند که عنوان سخنرانی هاي ايشان هر هفته در کيهان اعلام مي شود و ملاحظه مي کنيد .

اين بار از ايشان تقاضا کرديم تا توضيح بيشتری درباره عنوان سخنرانی خود بدهند و استاد پذيرفتند ، عنوان سخنرانی اين هفته ايشان «تجافی و تعالی از ترقيخواهی متدانی حلولی غربزده» ميباشد . و آنچه ايشان در توضيح اين عنوان از طريق تلفن تقرير کرده اند بشرح زير است :

«تدانی مکرِ ‏‏ليل و نهار زده»(1) از:

«بقيه الله و زمان باقی اخروی و از حکومت حقيقی الهی امتِ(2) واحده اسلامی» به :

«دارِغرور زمانِ فانیِ دنيویِ حکومت مردم بر مردم و لوازم بشرانگارانه (اومانيست) دنياپرستانه آن همچو اعتقاد کفرآلود به اصالتِ خلاقيتِ ارادۀ بشری به معنی خواهشِ نفسانیِ ارزشيابِ سرنوشت آفرينِ سرنوشت سازِ تاريخ آفرينِ تاريخ ساز»

 و «تجافی و تعالی» (ترانساندانس) از:

«اينگونه مراتب غرورآفرينِ غربزدۀ نيست انگارانه خودبنيادانه فردی وجمعی واقعيتِ تندپویِ گرگ پویِ اخلاقيتِ مکرِ ليل و نهار زدۀ مال و منال پرستانه امامت و ولايت پيشاهنگانه نفسانی به نفس اماره توحيدیِ اينهمانی و نا اينهمانیِ فردی و جمعیِ روانشناسانه و جامعه شناسانه نسناسانه قرده خاسئينِ کارتيه لاتنیِ يهودی زده ماسونی زده صهيونی زده» ، مثلا ، از «قول به وحدتِ موجودِ دهریِ حلولیِ خودبنيادِ "خلاقِ از ذات بذاتِ" زبون انديشانه اهريمنانه» برگسون يهودی گرفته تا«ياوه درائيهایِ جامعه شناسانه فاقد ذکر و فکرِ» گورويچ يهودی ، به :

حکومت الهیِ مبتنی بر صراط مستقيمِ طاعتِ حقيقیِ برادران ايمانیِ «نسبت به خداي متعال و رسول خداي متعال» و«{نسبت به}اولوالامر واقف و معتقد به احکام تشريعیِ و تکوينیِ الهیِ غايب و حاضر» در ميان آنها

1 - مکر ليل و نهار بدان معنی که در کلام الله مجيد آمده است

2 - امت = اومه به هندی قديم بمعني کمونوته = جامعه معنوی

 

سخنراني هاي استاد فرديد ، روزنامه کيهان سال 1358

در روزهاي يکشنبه و چهار شنبه اين هفته در دانشکده ادبيات دانشگاه تهران ساعتهاي 4 بعد از ظهر به توضيحاتي در زمينه مطالبي که ذيلا با تتابع اضافات آورده ميشود ، اختصاص خواهد داشت :

همزداري منطق درايانه و ديالک تيک درايانه اهريمنانه (بدمنشانه)ذهني و عيني آخر زماني اعم از توحيدي مبتني برتعميم امامت پيشاهنگانه نفس اماره خودکامه فردي و جمعي بورژوازي ممسوخ وابسته به حوالت تاريخي غربي و غير توحيدي مکر ليل و نهار زده افراد و جوامع استکباري و استضعافي خودبنياد نيست انگار امروزي و فردائي ، و همدلي و هم سخني متعالي و برتر از ذهني و عيني (ترانسبژکتيو و ابژکتيو) اشخاص امت (کمونوته = اومه) واحده امروزي و پس فردائي با استناد به معني سخناني چون : صلح اضداد است عمر اين جهان - جنگ اضداد است عمر جاودان جهاد اکبر و اصغر ترس آگاهانه و مرگ آگاهانه ديندارانه و با بطور کلي تقابل کيش دارانه تضايف و تضاد و فقدان و وجدان و تناقض است عمر جاودان.

زندگاني آشتي دشمنان – مرگ وارفتن به اصل خويش دان. زندگاني غربزده امروزي متلازم است با وضع مجامع (سنتز) وضع مقابل و وضع (آنتي تز و تز) در ديالکتيک مبتني بر حلول اتحاد ازهگل گرفته که بطور کلي حوالت تاريخي جهان امروز است تا به ديالکتيک ذهني و عيني نسبي ملا يزقل گورويچ يهودي و ديالکتيک ذهني سلبي ملا يزقل آدورنو يهودي مثلا ، و اين ترس آگاهي و مرگ آگاهي است که آدمي را به وارفتن و به انس به اصل خويش که همان الله متعالي صمداني است راه مينمايد .

صلح دشمن وار باشد عاريت – دل بسوي جنگ دارد عاقبت . سنتز و آنتي تز و تز اهريمنانه تعلق به زمان فاني خود بنياد امروزي دارد و عاقبت سر سويدا و فتواي قلبي مسلمانان امروزي ، خط سير آن همان جهان با اين مراتب منطق درايانه غرب زده امروزي است . تا بنده زخود فاني مطلق نشود توحيد به نزد او محقق نشود – توحيد حلول نيست نابودي توست – ورنه به گزاف آدمي حق نشود . حق بدان معني که در زمينه آن توضيحاتي نيز در سخنراني هاي اين هفنه داده خواهد شد .

 

 

سخنرانی های استاد فرديد ، روزنامه کيهان سال 1358

در روزهای يکشنبه و چهار شنبه اين هفته در دانشکده ادبيات دانشگاه تهران ساعتهاي 4 بعد از ظهر به توضيحاتي در زمينه مطالبي که ذيلا با تتابع اضافات آورده ميشود ، اختصاص خواهد داشت :

«همزداریِ منطق درايانه و ديالک تيک درايانه اهريمنانه (بدمنشانه)ذهنیِ و عينیِ آخر زمانیِ» اعم از:

«{همزداریِ}توحيدیِ مبتنی برتعميم امامتِ پيشاهنگانه نفس اماره خودکامه فردی و جمعیِ بورژوازیِ ممسوخِ وابسته به حوالت تاريخی غربی» و «غير توحيدیِ مکر ليل و نهار زده افراد و جوامع استکباری و استضعافی خودبنياد نيست انگار امروزی و فردائی» ، و

«همدلی و هم سخنی متعالی و برتر از ذهنی و عينی (ترانس سوبژکتيو و ابژکتيو) اشخاصِ امت (کمونوته = اومه) واحده امروزی و پس فردائی» با استناد به معني سخنانی چون :

          صلح اضداد است عمر اين جهان            جنگ اضداد است عمر جاودان

«جهاد اکبر و اصغر ترس آگاهانه و مرگ آگاهانه ديندارانه» با بطور کلی «تقابل کيش دارانه تضايف و تضاد و فقدان و وجدان و تناقض» عمر جاودان است.

             زندگاني آشتي دشمنان                 مرگ وارفتن به اصل خويش دان

« زندگانیِ غربزده امروزی» متلازم است با «وضع مجامع (سنتز) وضع مقابل و وضع (آنتی تز و تز) در ديالکتيک مبتنی بر حلول{و}اتحاد» از هگل گرفته (که بطور کلي حوالت تاريخی جهان امروز است) تا به «ديالکتيک ذهنی و عينیِ نسبیِ» ملا يزقل گورويچ يهودی و «ديالکتيک ذهنی سلبیِ» ملا يزقل آدورنو يهودي مثلا ، و اين ترس آگاهی و مرگ آگاهی است که آدمی را به وارفتن وبه انس به اصل خويش که همان الله متعالی صمدانی است راه مينمايد .

           صلح دشمن وار باشد عاريت         دل بسوی جنگ دارد عاقبت 

سنتز و آنتی تز و تز اهريمنانه تعلق به زمان فانی خود بنياد امروزی دارد و عاقبت سر سويدا و فتوایِ قلبی مسلمانان امروزی {و} خط سير آن همان جهاد با اين مراتب منطق درايانه غرب زده امروزی است .

             تا بنده زخود فاني مطلق نشود       توحيد به نزد او محقق نشود

            توحيد حلول نيست نابودي توست      ورنه به گزاف آدمي حق نشود

حق بدان معني که در زمينه آن توضيحاتي نيز در سخنراني هاي اين هفنه داده خواهد شد .

 

 

دروس و سخنرانيهاي آقاي دکتر فرديد ، روزنامه کيهان

دروس و سخنرانيهاي آقاي دکتر فرديد در انجمن اسلامي حکمت و فلسفه تحت عنوان اصول مسائل اساسي حکمت و فلسفه در اين هفته مربوط خواهد بود به :

راسيوناليته ماخوذ در تعريف انسان غربزده طاغوت زده فلک زده قارعه زده مضاعف جديد و مذهب اصالت راي (راسيوناليسم) خودبنياد اعم از خصوص مذهب اصالت تجربه (آمپريسم) مقابل راسيوناليسم واعم از مذهب اصالت عقل (انتلکتواليسم) و مذهب اصالت اراده (ولونتاريسم) و مذهب اصالت تحسس (سانتيمانتاليسم ) و ملازمه اين مراتب با آزادي و آزاديخواهي و خويشکاري (استقلال) و خويشکاري خواهي فردي و جمعي جديد و تماميت اين مراتب در زبون انديشي يهوديگري و ماسونيگري و صهيونيگري معاصر و از جمله در راسيوناليسم انتقادي و فلسفه تاريخ و علم تاريخ مبتني بر سوسيال دمکراسي کارل پوپر به عنوان جمع ميان ليبراليسم فردي و جمعي و بحران کنوني حوالت تاريخي سه هزار ساله قارعه زده و فلک زده و اعتقاد و تعهد به وحدت زما ن حرکت جوهري جسماني و توانمندي (ديناميسم ) گرگ پويانه مبتني بر مکر ليل و نهار و مکر زمانه حاکم بر مناسبات ميان مستکبران ومستضعفان بدان صورت و بدان معني که در کلام الله مجيد آمده است

بده تا شوم بر فلک شير گير

بهم بر زنم دام اين گرگ پير

با سلوک الي الله و با جهاد اکبر و اصغر مستلزم " انقلاب حقيقي اسلامي"

 

 

دروس و سخنرانيهای آقای دکتر فرديد ، روزنامه کيهان

دروس و سخنرانيهای آقای دکتر فرديد در انجمن اسلامی حکمت و فلسفه تحت عنوان اصول مسائل اساسي حکمت و فلسفه در اين هفته مربوط خواهد بود به :

« راسيوناليته ماخوذ در تعريف انسان غربزده طاغوت زده فلک زده قارعه زده مضاعف جديد» و « مذهب اصالت رای (راسيوناليسم) خودبنياد اعم از خصوص مذهب اصالت تجربه (آمپريسم) مقابل راسيوناليسم واعم از مذهب اصالت عقل (انتلکتواليسم) و مذهب اصالت اراده (ولونتاريسم) و مذهب اصالت تحسس (سانتيمانتاليسم )» و «ملازمه اين مراتب با آزادی و آزاديخواهی و خويشکاری (استقلال) و خويشکاری خواهیِ فردی و جمعی جديد» و « تماميت اين مراتب در زبون انديشی يهوديگری و ماسونيگری و صهيونيگری معاصر و از جمله در راسيوناليسم انتقادی و فلسفه تاريخ و علم تاريخ مبتنی بر سوسيال دمکراسی کارل پوپر به عنوان جمع ميان ليبراليسم فردی و جمعی» و« بحران کنونی حوالت تاريخی سه هزار ساله قارعه زده و فلک زده و اعتقاد و تعهد به وحدت زما ن حرکت جوهریِ جسمانی و توانمندي (ديناميسم ) گرگ پويانه مبتنی بر مکر ليل و نهار و مکر زمانه حاکم بر مناسبات ميان مستکبران ومستضعفان بدان صورت و بدان معنی که در کلام الله مجيد آمده است» :

بده تا شوم بر فلک شير گير

بهم بر زنم دام اين گرگ پير

{ دام اين گرگ پير را} با سلوک الی الله و با جهاد اکبر و اصغر مستلزم " انقلاب حقيقي اسلامی" {بر هم زنم}

 

 

 

 

 

جلسه هاي درس و سخنراني استاد فرديد در" تالار فرهنگ" ، روزنامه کیهان 1/11/1360

جلسه هاي درس و بحث و سخنراني دکتر سيد احمد فرديد در زمينه " اصول مسائل اساسي حکمت و فلسفه" که از سه سال پيش تا اين اواخر ادامه داشت اينک از نو با دعوتي ازوزارت آموزش و پرورش ، ساعتهاي 4 بعد از ظهر روزهاي سه شنبه 6 بهمن و پنجشنبه 8 بهمن هفته آينده در تالار فرهنگ واقع در خيابان وحدت اسلامي (حافظ سابق) برگزار خواهد شد ، بر طبق يادداشت خود ايشان با شروع به اين مبحث معتني به و مبتلي به علوم انساني عملي و نظري و فلسفه و منطق آنها ، از يکسو ، و علوم طبيعت و رياضي نظري و عملي و فلسفه و منطق آنها ، از سوئي ديگر، در اين آشفته بازار فاقد ذکر و فکر حقيقي جهان امروزي و در اين ملتحد (همريشه و هم معني با لته يوناني که به معني غفلت و فراموشي و لبس و التباس و همچنين به معني رودي در دوزخ است در مقابل "آلتئيا" که به معني حقيقت و عدم غفلت و عدم التباس به يوناني است) و فراموشخانه غفلت از حقيقت ديني پريروز و پس فردا و اصرار در واقعيت به يک معني واقعه زده و قارعه زده و ملاحم زده آخرالزمان کنوني و نحوه هاي ممکن اختيار و گزينش مبتني برتاريخ و حوالت تاريخي (تاريخ که همريشه و هم معني با "ارولوژيا" به يوناني به معني ايام شناسي و وقت يابي اعم از وقت و ايام گذشته و آينده و حال است) نامتناسب ناسازگار و نامهذب فجور آميز نيست انگار خودبنياد فردي و جمعي غربزده و طاغوت زده آنها (طاغوت به معنيي اصلي لفظ که همريشه و هم معني با ديو به فارسي و دئوس به لاتيني و زئوس و تئوس به يوناني است) و متناسب و سازگار آنها اعم از احکام خبري محتمل صدق و کذب و احکام انشائي استحساني و اخلاقي و سياسي و حقوقي با اصول و فروع حقيقت و طريقت و شريعت ديانت مقدس اسلام و با سياست فرهنگي و تزکيه و تذهيب نفس فردي و جمعي  ديدار شناسي (ايدئولوژي) و ديدار بيني و بينش ديني انقلابي امروزي جمهوري اسلامي – ديدار که هم ريشه و هم معني با الفاظ "ايدئا" و "ايدوس" و "ايدئين" به يوناني و هم چنين با الفاظ "درسه" و "درسنه" و غيره (با حذف را) به سانسکريت است .

        کشتي نشستگانيم اي باد شرطه برخيز                  باشد که باز بينيم ديدار آشنا را

يا بگفته سنائي :

         ز ديدارت نپوشيده است ديدار                             ببين ديدار اگر ديدار داري

ديدار به معني صورت و وجه الله و همچنين به معني بقيه الله ، نه به معني جديد صورت و وجه طاغوتي و بينش اين صورت و اين وجه به توضيحاتي که در جلسه هاي گذشته در اين باره داده شده و باز هم داده خواهد شد .

 

 

جلسه های درس و سخنرانی استاد فرديد در" تالار فرهنگ" ، روزنامه کيهان 1/11/1360

جلسه هاي درس و بحث و سخنرانی دکتر سيد احمد فرديد در زمينه " اصول مسائل اساسی حکمت و فلسفه" که از سه سال پيش تا اين اواخر ادامه داشت اينک از نو با دعوتی ازوزارت آموزش و پرورش ، ساعتهای 4 بعد از ظهر روزهای سه شنبه 6 بهمن و پنجشنبه 8 بهمن هفته آينده در تالار فرهنگ واقع در خيابان وحدت اسلامي (حافظ سابق) برگزار خواهد شد ، بر طبق يادداشت خود ايشان با شروع به اين مبحث درباره :

معتنی به و مبتلی به «علوم انسانی عملی و نظری» و فلسفه و منطق آنها از يکسو، و «علوم طبيعت و رياضی نظری و عملی» و فلسفه و منطق آنها از سوئی ديگر ، « در اين آشفته بازار فاقد ذکر و فکر حقيقیِ جهان امروزی و در اين ملتحد(1) و فراموشخانه غفلت از حقيقت دينیِ پريروز و پس فردا و{در اين} اصرار در واقعيت به يک معنیِ واقعه زده و قارعه زده و ملاحم زده آخرالزمان کنونی»  و نحوه های ممکن مبتنی برتاريخ{2} و حوالت تاريخیِ اختيار و گزينش نامتناسب{و} ناسازگار{3}ويا متناسب و سازگار آنها با« اصول و فروع حقيقت و طريقت و شريعت ديانت مقدس اسلام» و با «سياست فرهنگی و تزکيه و تذهيب نفس فردی و جمعیِ ديدار شناسی (ايدئولوژی) و ديدار بينی و بينش دينی انقلابی امروزی جمهوری اسلامی{4}» اعم از احکام خبری محتمل صدق و کذب و احکام انشائی استحسانی و اخلاقی و سياسی و حقوقی {با توجه} به توضيحاتی که در جلسه هاي گذشته داده شده ، باز هم {توضيحاتی} داده خواهد شد .

1 – ملتحد : همريشه و هم معني با لته يونانی که به معني غفلت و فراموشی و لبس و التباس و همچنين به معنی رودی در دوزخ است در مقابل "آلتئيا" که به معنی حقيقت و عدم غفلت و عدم التباس به يونانی است

2 - تاريخ که همريشه و هم معنی با "ارولوژيا" به يونانی به معنی ايام شناسی و وقت يابی اعم از وقت و ايام گذشته و آينده و حال است

3 – گزينشِ نامتناسبِ ناسازگارِ نامهذبِ فجور آميزِِ نيست انگارِ خودبنيادِ فردی و جمعی غربزده و طاغوت زده (طاغوت به معنی اصلی لفظ که همريشه و هم معنی با ديو به فارسی و دئوس به لاتينی و زئوس و تئوس به يونانی است)

 4 - ديدار که هم ريشه و هم معنی با الفاظ "ايدئا" و "ايدوس" و "ايدئين" به يونانی و هم چنين با الفاظ "درسه" و "درسنه" و غيره (با حذف را) به سانسکريت است .

        کشتي نشستگانيم ای باد شرطه برخيز          باشد که باز بينيم ديدار آشنا را

يا بگفته سنائی :

         ز ديدارت نپوشيده است ديدار                  ببين ديدار اگر ديدار داری

ديدار به معنی صورت و وجه الله و همچنين به معنی بقيه الله ، نه به معنی جديد صورت و وجه طاغوتی و بينش اين صورت و اين وجه.

 

 

متنی که قبلا با عنوان "یادداشتی از استاد دکتر فردید" در این محل قرار داده شده بود برگرفته از یک صفحه کپی  روزنامه بدون تاریخ مشخص بود که تصور میشد مربوط به روزنامه کیهان بوده باشد. اخیرا در روزنامه های کیهان مورخ 3/6/1359 به متنی با همین عنوان برخورد شد که تفاوتهائی با متن قبلی داشت. بررسیهای بیشتر نشان داد که متن اولیه در روزنامه اطلاعات مورخ 5/6/1359 چاپ شده است. با مقایسه این دو متن مشخص شد که اولا در متن روزنامه اطلاعات یکی دو سطر جا افتاده است و ثانیا باحتمال زیاد  دراین متن که  بازنگری هائی نسبت به متن چاپ شده در کیهان مورخ 3/6/1359 صورت گرفته است. بهمین جهت در ذیل متنی ارائه میگردد که اضافات متن روزنامه اطلاعات نسبت به متن مورخ روزنامه کیهان داخل{} و اضافات متن کیهان نسبت به متن اطلاعات داخل ]   [آورده شده و در مواردی که کلماتی جانشین کلمات دیگر شده هر دو مورد کنار هم ذکر شده است و نهایتا در ادامه متن تنظیم شده سایت ارائه گردیده است.

یادداشتی از استاد دکتر فردید (روزنامه کیهان 3/6/ 1359 و روزنامه اطلاعات 5/6/1359)

همسخني با " مارتين هيدگر "

فرصت شمر طريقت رندي که اين نشان              چون راه گنج بر همه کس آشکاره نيست

                                                *********

در طريقت هرچه پيش سالک آيد خير اوست        در صراط مستقيم اي دل کسي گمراه نيست

                                                                     {" لسان الغيب ، حافظ کلام الله مجيد "}

دروس اين بنده غربزده "سيد احمد فرديد" {به} غربزدگي غير مضاعف قديم و مضاعف جديد و اين هردو شايد به معني غربزدگي بسيط سلبي، نه غربزدگي بسيط يا مرکب ايجابي، تحت عنوان " اصول مسائل حکمت و فلسفه " ساعت{های} چهار بعد از ظهر روزهاي يکشنبه و دوشنبه در انجمن اسلامي حکمت و فلسفه واقع در خيابان فرانسه - کوچه نظامي- شماره 6- از اين هفته تا يک مدت به طرح مطالبي چون زمان فاني و زمان باقي و ]وجود و علم[ {علم و وجود}حصولي و حضوري و تاريخ و حوالت تاريخي و مابه الاشتراک و مابه الافتراق ميان کثرت موجود تاريخي و وحدت وجود تاريخي (تاريخ بمعني وقت يابي) و وجود زمان و زمان وجود و وجود الله و الله وجود ]و[ حقيقت به معني اصلي تجلي و "کشف سبحات جلال" و معاني فرعي "مطابقت" {آن}، و کلام الله و کلام انساني و کيفيت ]حدوث و قدم[ {قدم و حدوث}آنها  و سعي در نسخ (آناسکوياسيس به يوناني به معني ]کونس تروکسيون[ {دکنستسروکسیون}) مابعدالطبيعه و]مافی الطبیعه[ ]مبتني[ {مبنی}بر تلقي انسان بعنوان حيوان ناطق اعم از فلسفه و سياست و هنر دوهزار وپانصد ساله غربزده  بمدد تفکر آماده گر و انتظار آماده گر "پس فردا" و تاسيس حوالت تاريخي ديگر {با طرح طریق فکری و}با همسخني با "مارتين هيدگر" اختصاص خواهد داشت ، انشاءالله .

]و این خود با شروع به توضیحاتی در زمینه معانی راههای "غی" و سبیل "رشد" در "طریقت فکری" هیدگر- در مقابل روش فکری بمعنی متد علمی و فلسفی متعارف –[ راههاي غي يا راههاي هيولائي = " هولتسوگه " به تعبير هيدگر در کتابي به همين نام، و هولتس وگ = راه گيلي به ترجمه اين حقير با توجه به معني اصل "گيل" يعني جنگل که با لفظ يوناني "هولي" به معني چوب و جنگل هردو (]هيولا[ {هیولی}به عربي) و ]"قيل"[ {غیل}عربي به معني جنگل و "جول" فارسي مشترک لفظي و معنوي است

 - در مقابل سبيل رشد و صراط مستقيم ، قريب بمعني "تائو" به زبان چيني و " فلدوگ" به تعبیرهيدگرو طريقت رندي به تعبيري از حافظ شيرازي و " کوره راه " به ترجمه و تفسير نويسنده اين يادداشت از سالهاي پيش تا کنون با توجه بمعني "کوره" در عربي که با لفظ "خوره" به يوناني و پهلوي ( مقايسه شود با خوره هاي اردشير)مشترک لفظي و معنوي است و همچنين همريشه با الفاظي چون دار بعربي و اور](درلفظ اورشليم)[ {در اورشلیم}و{محل به عربی و از آنجا} محل کثرت حوادث عالم شهادت در اصطلاح افلاطون و افلاطونيان و سراي بفارسي و از آنجا سراي سپنج به معني سراي تنگ (]اسپینگ[ {اسپنیک}به يوناني ]بمعنی[ {=}تنگ ) و نيز {با}"گله" {فارسی}در تعبير "گله گله" به معني جابجا :

در تنگناي حيرتم از نخوت رقيب (نخوت ]ابليس[ {ابلیسی}و بشر غربزده ابليس زده)

يارب مباد آنکه گدا معتبر شود

گدا يعني انسان در اصل ذات خويش در مقابل بشر ]خلاق[ غرور آفرين و سرنوشت ساز سرنوشت آفرين {(وبنابراین و بیک اعتبار خداساز خدا آفرین)}و تاريخ ساز تاريخ آفرين امروزي که همان بشر به تعبير]ی[ نيچه "واپسين" امروزي است (درلتسه منش = بشر واپسين{در عرف نیچه}){و این خود} با همه فلسفه درائي ها و علوم انساني درائي ها و منطق درائي ها و ديالکتيک درائي ها وروش شناسي درائي ها و شناخت شناسي درائي ها و فلسفه تاريخ درائي ها ي خويش در آشفته بازار آخرزمان"امروزي و فردائي"  ممتلي از ظلم وجور.

و این خود با همه فلسفه درائي ها و علوم انساني درائي ها و منطق درائي ها و ديالکتيک درائي ها وروش شناسي درائي ها و شناخت شناسي درائي ها و فلسفه تاريخ درائي ها ي خويش در آشفته بازار آخر]زمانی[ {زمان}"امروزي و فردائي" ]که[ ممتلي از ظلم وجور]واین خود[ تا ظهور "پس فردا"ي مهدي منتظر( ميستر = مهتر به تعبير هيدگر) و حدوث انقلاب ]حقيقت[ {حقیقی}تاريخي براي کل انسان و مظهريت او از براي بالکل، کل ديگر و بالکل اسم ديگر که ]به نزدیک[ {از طرف دیگر برای}نويسنده اين يادداشت جز همان اسم الله "پريروز و پس فردا" و زمان باقي الله و بقيه الله پريروز و پس فردا نيست در مقابل خداي غربزده (طاغوت= زئوس و تئوس به يوناني و دئوس به لاتيني ) امروزي و نفس اماره و "خود واقعي" و خود محوري فردي و جمعي بشر خودبنياد امروزي و همچنين خدامحوري بشر]آخرزمان[ امروزي تا آنجا و ازاين جهت که  رجوع آن چون نيک بنگريم جز به همان ]– به[ تعبير بعضي از فلسفه درايان و ]اسلام شناسان[ خلق الساعه {و}فاقد ذکر و فکر امروزي – خود واقعي و خود محوري فردي و جمعي و بگفته ]ای از[ هيدگر{به}"فروبستگي ساحت قدس"،نیست. ]ساحتی[ {ساحت قدسی}که در آن براي آدمي اسماءالهي {و جاویدانان}ظهور و خفا و تجلي و استتار]حاصل مي کند[ {پیدا میکنند}بي آنکه به ]گفته هیدگر[اين ديگر به ما آدميان آمده باشد که بتوانيم بدانيم چرا و چگونه ؟ :

ز سر غيب کس آگاه نيست قصه مخوان                     کدام محرم دل ره در اين حرم دارد

لا یعلم الغیب الا الله

راه سخت است مگر يار شود لطف عميم             ور نه انسان نبرد صرفه ز شيطان رجيم

و اين خود مخصوصا در اين روزگار اصرار در شدت و عسرت و ]خداء[ {ضراء}امروزي و با زبان درايش زده ]کنونی آن[{بشری امروزی}- درايش بمعني کلام اهريمني ]و[شيطاني در مقابل سرايش بمعني کلام يزداني ]و[ رحماني ]و[ {که}مشترک لفظي و معنوي با "سراوشه"{اوستائی} و "سروش" و فارسي و خرسيس يوناني ]و "شروتي" (بمعني کتاب مقدس) به سانسکريت[ و گوش ]داشتن[ و {هوش و گوش دادن و}بهوش داشتن و نيوشيدن {به}فارسي {و"شروقي" (بمعني کتاب مقدس) به سانسکريت} و قرآن به عربي و همچنين آکوسيس و آکرومائي ( سمع و سماع ) و ترکيبات آنها به يوناني  و طاعت به عربي  و از آنجا قريب بمعني عقل مسموع (نيوشا خرد) در مقابل عقل مطبوع ( اسنو خرد) در اين ابيات منسوب به علي ابن ابيطالب :

رايت العقل ]العقلين[ {عقلین}                           فمسموع و مطبوع 

ولا ينفع مطبوع                                            اذا لم يک مسموع 

کما لا تنفع الشمس                                         و ضوء العين ممنوع

       تا نگردي آشنا زين پرده رمزي نشنوي               گوش نامحرم نباشد جاي پيغام سروش 

گوش نامحرم بشر واپسین امروزي {فاقد ذکر و فکرنسبت به حقیقت به معنی تجلی موجود یعنی وجود و}رانده و مانده مهجور{و}مطرود از درگاه حقيقت ( تجلي) ]واقع (موجود) بمعنی[ وجود ]و حقیقت وجود[ بمعني زمان باقي{و از بارگاه کبریائی حقیقت زمان باقی} بمعنی الله و حقيقت الله ]یعني[ {به معنی}غيب هويت و هويت غيب {الله}و گمگشته خود بنياد در{موجود به معنی}کثرت واقع ]و بعبارت اخری کثرت موجود[ و زمان فاني {متلازم با آن}تا آنجا که  بگفته "هيدگر" : دراین موقف تاريخي "ايرنگ اختري" ، سرو صداي ماشين را به نداي حق و حقيقت ميگيرد.

{تو دستگير شو اي خضر پي خجسته که من - پياده ميروم و همرهان سوارانند ، خلاص حافظ از آن زلف چون کمند مباد - که بستگان کمند تو رستگارانند}.

 

 

یادداشتی از استاد دکتر فردید (روزنامه کیهان 3/6/1359 و روزنامه اطلاعات 5/6/1359)

همسخني با " مارتين هيدگر "

فرصت شمر طريقت رندي که اين نشان              چون راه گنج بر همه کس آشکاره نيست

                                                *********

در طريقت هرچه پيش سالک آيد خير اوست        در صراط مستقيم اي دل کسي گمراه نيست

                                                                     " لسان الغيب ، حافظ کلام الله مجيد "

دروس اين بنده غربزده "سيد احمد فرديد" - {غربزده}به غربزدگي غير مضاعف قديم و مضاعف جديد و اين هردو شايد به معني غربزدگي بسيط سلبي، نه غربزدگي بسيط يا مرکب ايجابي -  تحت عنوان " اصول مسائل حکمت و فلسفه " ساعتهای چهار بعد از ظهر روزهاي يکشنبه و دوشنبه در انجمن اسلامي حکمت و فلسفه واقع در خيابان فرانسه - کوچه نظامي- شماره 6- از اين هفته تا يک مدت به طرح مطالبي چون:

 زمان فاني و زمان باقي

علم و وجود حصولي و حضوري

 تاريخ و حوالت تاريخي

 مابه الاشتراک و مابه الافتراق ميان کثرت موجود تاريخي و وحدت وجود تاريخي (تاريخ بمعني وقت يابي)

 وجود زمان و زمان وجود و وجود الله و الله وجود

حقيقت به معني اصلي تجلي و "کشف سبحات جلال" و معاني فرعي "مطابقت" آن

کلام الله و کلام انساني و کيفيت قدم و حدوث آنها 

و سعي در نسخ (آناسکوياسيس به يوناني به معني دکنستروکسیون(De construction)) مابعدالطبيعه ومافی الطبیعه مبتني بر تلقي انسان بعنوان حيوان ناطق اعم از فلسفه و سياست و هنر دوهزار وپانصد ساله غربزده، بمدد تفکر آماده گر و انتظار آماده گر "پس فردا" و تاسيس حوالت تاريخي ديگر با طرح طریق فکری وبا همسخني با "مارتين هيدگر" اختصاص خواهد داشت ، انشاءالله .

و این خود با شروع به توضیحاتی در زمینه معانی راههای "غی" و سبیل "رشد" در "طریقت فکری" هیدگر در مقابل روش فکری بمعنی متد علمی و فلسفی متعارف .

راههاي غي يا راههاي هيولائي = " هولتسوگه " (Holzwege)به تعبير هيدگر در کتابي به همين نام، و هولتس وگ (Holzweg)= راه گيلي به ترجمه اين حقير با توجه به معني اصلی "گيل" يعني جنگل که با لفظ يوناني "هولي" به معني چوب و جنگل هردو (هیولی به عربي) و"غیل" عربي به معني جنگل و "جول" فارسي مشترک لفظي و معنوي است.

در مقابل سبيل رشد و صراط مستقيم ، قريب بمعني "تائو" به زبان چيني و " فلدوگ" (Feldweg) به تعبیرهيدگرو "طريقت رندي" به تعبيري از حافظ شيرازي و " کوره راه " به ترجمه و تفسير نويسنده اين يادداشت از سالهاي پيش تا کنون با توجه بمعني "کوره" در عربي که با لفظ "خوره" به يوناني و پهلوي (مقايسه شود با خوره هاي اردشير)مشترک لفظي و معنوي است و همچنين همريشه با الفاظي چون "دار" بعربي و "اور" در اورشلیم و"محل" به عربی و از آنجا محل کثرت حوادث عالم شهادت در اصطلاح افلاطون و افلاطونيان و سراي بفارسي و از آنجا سراي سپنج بمعني سراي تنگ (]اسپینگ[ {اسپنیک}به يوناني = تنگ ) و نيز با "گله" فارسی در تعبير "گله گله" به معني جابجا :

در تنگناي حيرتم از نخوت رقيب (نخوت ابلیسی بشر غربزده ابليس زده)

يارب مباد آنکه گدا معتبر شود

گدا يعني انسان در اصل ذات خويش، در مقابل بشرخلاق غرور آفرين و سرنوشت ساز سرنوشت آفرين (وبنابراین و بیک اعتبار خداساز خدا آفرین) و تاريخ ساز تاريخ آفرين امروزي که همان بشر به تعبير نيچه "واپسين" امروزي است (درلتسه منش ( (Der Letzte Mensch = بشر واپسين در عرف نیچه)

واین خود تا ظهور "پس فردا"ي مهدي منتظر( ميستر = مهتر به تعبير هيدگر) و حدوث انقلاب ]حقيقت[

{حقیقی}تاريخي براي کل انسان و مظهريت او از براي بالکل، کل ديگر و بالکل، اسم ديگر که از طرف دیگر برای نويسنده اين يادداشت جز همان اسم الله "پريروز و پس فردا" و زمان باقي الله و بقيه الله پريروز و پس فردا نيست. در مقابل خداي غربزده (طاغوت= زئوس و تئوس به يوناني و دئوس به لاتيني ) امروزي و نفس اماره و "خود واقعي" و خود محوري فردي و جمعي بشر خودبنياد امروزي و همچنين خدامحوري بشرامروزي تا آنجا و ازاين جهت که  رجوع آن چون نيک بنگريم جز به همان– به تعبير بعضي از فلسفه درايان و اسلام شناسان خلق الساعه و فاقد ذکر و فکر امروزي – خود واقعي و خود محوري فردي و جمعي و بگفته ای از هيدگر به"فروبستگي ساحت قدس"نیست. ساحت قدسی که در آن براي آدمي اسماءالهي  و جاویدانان ظهور و خفا و تجلي و استتارپیدا مي کنند بي آنکه به گفته هیدگر اين ديگر به ما آدميان آمده باشد که بتوانيم بدانيم چرا و چگونه ؟ :

ز سر غيب کس آگاه نيست قصه مخوان                     کدام محرم دل ره در اين حرم دارد

لا یعلم الغیب الا الله

راه سخت است مگر يار شود لطف عميم             ور نه انسان نبرد صرفه ز شيطان رجيم

و اين خود مخصوصا در اين روزگار اصرار در شدت و عسرت و ضراء امروزي و با زبان درايش زده بشری امروزی - درايش بمعني کلام اهريمني شيطاني در مقابل سرايش بمعني کلام يزداني رحماني که مشترک لفظي و معنوي با "سراوشه" اوستائی و "سروش"  فارسي و خرسيس يوناني و گوش و هوش و گوش دادن وبهوش داشتن و نيوشيدن به فارسي {و"شروقي یا شروتی" (بمعني کتاب مقدس) به سانسکريت} و قرآن به عربي و همچنين آکوسيس و آکرومائي ( سمع و سماع ) و ترکيبات آنها به يوناني  و طاعت به عربي  و از آنجا قريب بمعني عقل مسموع (نيوشا خرد) در مقابل عقل مطبوع ( اسنو خرد) در اين ابيات منسوب به علي ابن ابيطالب :

رايت العقل ]العقلين[ {عقلین}                           فمسموع و مطبوع 

ولا ينفع مطبوع                                            اذا لم يک مسموع 

کما لا تنفع الشمس                                         و ضوء العين ممنوع

       تا نگردي آشنا زين پرده رمزي نشنوي               گوش نامحرم نباشد جاي پيغام سروش 

گوش نامحرم بشر واپسین امروزي فاقد ذکر و فکرنسبت به حقیقت به معنی تجلی موجود یعنی وجود و رانده و مانده مهجورو مطرود از درگاه حقيقت ( تجلي) موجود بمعنی وجود، و حقیقت وجود بمعني زمان باقي، و از بارگاه کبریائی حقیقت زمان باقی بمعنی الله، و حقيقت الله بمعنی غيب هويت و هويت غيب الله و گمگشته خود بنياد درموجود به معنی کثرت واقع، و بعبارت اخری کثرت موجود و زمان فاني متلازم با آن، تا آنجا که  بگفته "هيدگر" : دراین موقف تاريخي "ايرنگ اختري" ، سرو صداي ماشين را به نداي حق و حقيقت ميگيرد.

تو دستگير شو اي خضر پي خجسته که من               پياده ميروم و همرهان سوارانند 

خلاص حافظ از آن زلف چون کمند مباد                   که بستگان کمند تو رستگارانند